فومنی

گاه نوشته های محمد پور خوش سعادت

فومنی

گاه نوشته های محمد پور خوش سعادت

فومنی

بسم رب الحسین (ع)

محمد پور خوش سعادت هستم .
پژوهشگر آینده پژوهی و معلم جامعه شناسی , در اینجا هم مقالات و دغدغه هایم را منتشر می کنم ....

my socialmedia

 

اگر پای متولیان صنعت و معدن و تجارت گیلان بنشینی گیلان جزو ده استان برتر صنعتی کشور است ولی اینها همش شامورتی بازی است .درستش اینست که 
ظرفیت های صنعتی گیلان کم نظیر است اما فقط  حدود شصت هزار نفر در واحدهای صنعتی استان مشغول به کارند .البته مدیران استانی تا هشتاد هزار نفر هم مدعی اند ولی چرخ صنعت گیلان چنان در گل فرو رفته که آمار سازی ها نمیتواند جلوی واقعیات جلوی چشم مردم را بگیرد .
 مردم به عینه میبینند که فرزندانشان بیکارند و آواره سایر استانها برای لقمه نانی . مسولان مدعی اند که بیش از سه هزار و صد واحد صنعتی و سی و پنج شهرک صنعتی در استان فعال است ولی من به جرات میگویم که متولیان مدیریت ادارک و آمارسازی میکنند .
  ما که زورمان نمی رسد ولی یکی  پیدا بشود و  به متولیان صنعتی استان بگوید که این آمارهایی که میدهند را به یک نماینده و یا ان جی او مستقل نشان دهید !
متولیان صنعتی استان در حالی مدعی توسعه صنعتی اند که نوسانات بازار و برهم خوردن معادلات اقتصادی اندک واحد های تولیدی فعال را هم تحت تاثیر منفی خود گزارده است . سرمایه گزاران و تولیدکنندگان گرفتار نزول خواران و یااز نزول خواران بدتر(بانکها) شده اند . تامین اجتماعی هم خود بحرانی برای تولیدکنندگان شده است .
سنگ اندازی های محیط زیست واز همه مهم تر باج گیری مقامات محلی از تولیدکنندگان وسرمایه گزاران هم مزید بر علت شده است .
خلاصه اینکه هر آنچه که از مصادیق حکمرانی بد در حوزه صنعت به شمار میرود یکجا جمع شده است . 
من بیش از نیمی از عمر خدمتی ام را در وزارت صنعت و معدن و تجارت گزارنده ام و متناسب با مشاغلی که داشته ام دراستانهای مختلف کشور و حتی در  کشورها منطقه , پیگیر مقوله صنعت و تجارت بوده ام .
وضعیت فعلی صنعت گیلان را یک گنجشک رنگ شده میبینم که بجای قناری در افکار عمومی مطرح میکنند. رنگی رنگی خوشکل خوشکل . البته مردم و افکار عمومی این مدل فانتزی از توسعه صنعتی را باور نمیکنند ولی این نسخه ادراکی و روانی برای برخی مسولان بیخبر کاربرد دارد 

 ادامه دارد

 

منشر شده در 

۰ نظر ۲۷ تیر ۰۰ ، ۲۱:۵۷
محمد پور خوش سعادت


پس از پیروزی آقای ریسی در انتخابات , ، بحث‌ها و گمانه‌زنی‌ها درخصوص کابینه احتمالی سید ابراهیم رئیسی شدت پیدا کرده است و در همین راستا , شاهد انتشار لیست هایی در خصوص مناصب اجرایی در استان گیلان بودیم .
 طبق معمول آش بحدی شور شد که داد همه را در آورد , درست مثل حکم های  مسولان ستاد های انتخاباتی ! لازم می دانم نکاتی را در این خصوص خدمت همه انهایی که با دغدغه اصلاح و یا انگیزه هایی دیگر این لیست ها را منتشر کرده اند متذکر شوم.
1-    دولت تا کمتر از یک ماه دیگر تحویل آقای رییسی میشود و این تغییرات تا به گیلان برسد احتمالا تا شش ماه به طول خواهد کشید و میبایست دستگاههای اجرایی با همین مدیران فعلی به کار خود ادامه دهند. 
2-    اولین تبعات انتشار چنین لیست هایی , ایجاد بی انگیزگی و دست از کار شستن مدیران فعلی خواهد بود. این درحالی است که دولت روحانی عملا در دوسال آخر, استراتژی زمین سوخته را در پیش گرفته و با ایجاد سونامی بحران ها فقط به دنبال پروژه احیای برجام بود ( از بحران برق گرفته تا بحران مرغ و گوشت و نان و اعتصابات کارگری و تعطیلی مراکز نفتی و  ...) 
3-    رسانه های جریان رقیب رییسی,  راهبردشان در پسا انتخابات به ایجاد انتظارات حد اکثری تغییر کرده است و با مهندسی افکار عمومی , این انتظار عمومی را ایجاد کرده اند که تغییراتی اساسی در اوضاع مردم در زمان کوتاه , با آمدن آقای رییسی اتفاق خواهد افتاد ! این درحالی است که ,  روحانی  در حالی دولت را تحویل می دهد که میلیاردها تومان قرض به بخش های عمومی و خصوصی , خزانه خالی , انبارهای خالی و کسری بودجه و آسیب‌های جدی به زیرساخت‌های تولید ملی محصول دولت تدبیر و امید ( تکرار) بوده است .
4-     کمترین انتظاری که از ستادها و یا طرفداران کمپین ایران قوی میرود اینست که بجای اینکه , فضای فرار برای مدیران فعلی ایجاد کنند !  از ایشان مطالبه کارهای زمین مانده و بحران های احتمالی  پیش رو را کنند , همچنین انتظاری که از مدیران فعلی میرود اینست که , کار را  با آرامش به دولت بعد منتقل کنند تا کمترین هزینه را نظام و مردم متقبل شوند , ولی این لیست ها در تقابل با این فرایند گام بر می دارند .
5-     برخی لیست ها , بعضا دارای اسامی است که مرغ پخته را به خنده می اندازد !  از بازنشستگان تا اشرار یقه سفید ! شرور شرور است ! اصولگرا و اصلاح طلب نمیشناسد ! یارو آدم فاسدی است (مالی اخلاقی و مدیریتی) و در همین دولت فعلی هم اجازه تصدی امور کوچک را به واسطه سوابق مشعشعش پیدا نکرده ! و نتوانسته از سد دستگاههای نظارتی بگذرد ! ولی در این لیست ها جایگاه رفیعی برایش در نظر گرفته شده ! مگر رییسی آمده تا مفسدان در جایگاههای حساس قرار بگیرند ! ( بخاطر این بند از تمام متشخصین و متدینین و انقلابی های این لیست ها,  پوزش میطلبم ) 
6-    متصورم برخی از این لیست ها توسط جریان نفوذ برای تشخص بخشی به افراد مد نظر و همچنین لوث کردن جریان مدیریتی و ایجاد شایبه سونامی سهم خواهی , ساخته شده است. 
7-    از مضرات دیگر این لیست سازی ها اینست که این تصورایجاد شده , که برخی رانت خواران  پشت درهای بسته نشسته اند و برای عمکرد های مافیایی خود طرح ریزی میکنند! , یقه سفیدهای تکنوکراتی که با انبوهی از محاسن و جای مهر و یقه تا بیخ بسته ! به دنبال بهره برداری مجدد  از سیستم اداری برای منافع فردی و گروهی خود هستد ! و عملا شعار مبارزه با فساد رییسی را به حاشیه خواهند برد ! اما یادمان نرود  که در کوران رقابت‌های انتخاباتی و در روزهایی که ستادهای رئیسی حسابی شلوغ شده بود و رفت و آمد افراد مختلفی از فعالان سیاسی را به خود می‌دید، این نامزد انتخابات ,  آب پاکی را بر روی دست  همه ریخت که بنا داشتند فعالیت در ستاد را نردبانی برای رسیدن به منصبی در کابینه دولت بعدی قرار دهند! «ستاد ما به هیچ عنوان نماد دولت آینده نخواهد بود و نباید از روی ستاد نسبت به آینده دولت داوری کرد. ما نسبت به احدی در رابطه با آینده بدهکار نخواهیم بود و کسی حق سهم خواهی در این زمینه را ندارد». 
8-    به عنوان یک دانشجوی جامعه شناسی , امسال و سال آینده را سال سرریز جامعه و شورش های اجتماعی و امنیتی میبینم ( بخشی از فکت ها معطوف به داخل و برخی معطوف به خارج است و زیاد هم پنهان نیست).خوبست که لیست بندان به این مقوله هم توجه داشته باشند که دولت رییسی در دوسال اول , دولت بزم نخواهد بود.
9-     برخی از این لیست ها بعضا نشان می دهد که نسل اول انقلاب برای واگذاری مسولیت ها , هنوز در حال مقاومت است و تمایلی به واگذاری مدیریت‌ها به نسل‌های بعد از خود در یک روند طبیعی و منطقی  و با انتقال تجربیات را ندارد  , هسته ای از مدیران تکراری و ذی‌نفوذ که  در مقابل جوانگرایی و گردش نخبگان ایستاده اند ! و دلشان نمی آید که جوانان را با وجود داشتن بالاترین مدارج تحصیلی و با داشتن توانمندی‌ها و تخصص در عداد مسولیت های کلان استان ببیند !  برخی از این لیست ها صدای بلند  پیرمردهای صاحب نفوذ و صدای مخالفان ورود جوانان به عرصه مدیریت استان بود که به گوش خراش ترین شکل ممکن شنیده شد .
10-    شاید ادامه داشته باشد ! 
#محمدپورخوش_سعادت

منشر شده در ندای گیلان 

۰ نظر ۲۷ تیر ۰۰ ، ۲۱:۵۱
محمد پور خوش سعادت


↖️گیلان متناسب با ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک آن از #توسعه کمتری برخوردار شده است . 


↖️گیلان به عنوان استانی در مسیر توسعه، دارای تنوع بسیار بالای فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی و همچنین با فرصتهای مالی، طبیعی و زیست محیطی فراوان لزوم توجه خاص به مقوله توسعه را طلب میکند.


↖️با تحلیل لایه ‏ای علت‌ها, علیرغم شرایط مناسب , میتوان  برخی از دلایل عدم توسعه یافتگی گیلان را در مقولات "فرهنگی سیاسی" و "مدیریتی امنیتی " تقسیم بندی نمود . 


↖️هرگونه تحلیل و یا آینده نگاری توسعه گیلان بدون در نظر گرفتن پیشرانها و پسران های توسعه یقینا وقت تلف کردن خواهد بود.


↖️در #آینده نگاری توسعه_گیلان داشتن سناریو مهمترین خدمتی است که میتوان به گیلان کرد . #سناریو، ابزاری مناسب برای تصویر آینده نامعلوم است.


↖️در کناردوستانم تصمیم گرفتیم تا با مطالعه و برقراری ارتباط با نخبگان و عناصر سیاسی , پیشرانها و پسرانهای توسعه گیلان را برای دولت آتی استحصال کنیم و با شناسایی مهم‌ترین متغیرها و قابلیت‌های تأثیرگذار اقتصادی- اجتماعی آینده گیلان با رویکرد برنامه ریزی سناریو پایه , سناریویی از #گیلان_1430در ابعاد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ترسیم کنیم .


↖️از مهمترین چالشها و  پسرانهای توسعه گیلان , مدیران فشل ,غیربومی, باندی و سیاسی است که اعتقاد و باوری به آینده ندارند . 


↖️باورمان اینست که گیلان ظرفیت محیطی و انسانی توسعه وپیشرفت را دارد و مدیران غیر بومی و بومیان بی برنامه و هدف , فرصت توسعه را از گیلان ربوده اند . اگر بخواهیم برای گیلان کاری بکنیم باید آینده را ببینیم  و چارچوب آن را به هم بزنیم. آینده های مطلوب با فعال سازی همه فرصت ها و در دستان فرزندان گیلان رقم خواهد خورد .

 

محمد پور خوش سعادت 

 این متن در صفحه "توسعه و پیشرفت گیلان" منتشر شده است 


#توسعه_گیلان
#پیشرفت_گیلان
#توسعه پیشرفت گیلان
#پیشرفت جمهوری اسلامی
#پیشرفت انقلاب اسلامی
#گیلان_آباد
#گیلان_پیشرفته
#گیلان
#گیلانیان
#توسعه
#توسعه_پایدار

"گیلان1430" 

 

۰ نظر ۰۷ تیر ۰۰ ، ۱۳:۴۱
محمد پور خوش سعادت

دیپلماسی رسمی و عمومی ترکیه طی سالیان اخیر بر مدار سیاست برجسته‌سازی قومیت و قوم‌گرایی افراطی  بوده است .ترکیه با تحریک و تهییج شکاف های قومی در منطقه , دیپلماسی تهاجمی و مداخله گرایانه خود را توجیه نموده و به بسط نفوذ خود پرداخته است.

سیاست برجسته‌سازی قومیت و توسعه آرمان های پان ترکیسم در مناطقی همچون اقوام ترک قزاقستان , سین کیانگ چین، ترکستان شرقی(اویغور یورد) , بالکان، تاتارستان , ترکمن‌ها و ازبک‌های افغانستان، ترکمن‌های عراق، ترکمن‌های سوریه، جمهوری آذربایجان، جمهوری خودمختار نخجوان، بخش ترک ‌نشین قبرس و سرانجام شهروندان آذری زبان ایران از ترک های شمال تا ترک های قشقایی جنوب را پوشش داده است این درحالی است که لزوما شهروندان این مناطق با عقاید سیا سی فرهنگی و مذهبی دولت ترکیه موافق نبوده وحاضر به پذیرش سلطه دولت ترکیه نیستند .

اردوغان به تناوب ادعاهای ارضی نسبت به کشورهای همسایۀ  داشته و اعلام کرده است که در کتاب های تاریخ دانش آموزان ترکیه تغییر خواهیم داد که نسل بعد بدانند, مناطق اطراف ترکیه در قلمرو ما بوده است! اردوغان و نو عثمانی گرایان بصورت مکرر از مرزهای تاریخی دم می زنند وبا تولید  فیلم ها و سریال های تاریخی و کتابها به دنبال القای این نکته هستند که مرزهای تاریخی عثمانی تا مناطق فلات مرکزی ایران و حتی نزدیکی های تهران و قم کشیده شده است.

ارتش ترکیه که از آن به نماد اقتدار قوم ترک یاد می شود با لشکر کشی به کشورهای عراق ، سوریه ولیبی واکنون هم جنگ قره باغ با ایجاد پایگاه نظامی در سودان و قطر , برای خود یک دیپلماسی نظامی چند لایه تعریف کرده است . البته ارتش در نماد گرایی عثمانی گرایی  هم کم نگذاشته و با تشکیل دسته های نظامی با لباس نظامیان عثمانی تجسم عینی تری ازارتش نو عثمانی ارایه داده است .

درهمین راستا , سیستم مدیریت ادراک ترکیه  توانسته است  از پتانسیل رسانه و دیپلماسی عمومی بهره برداری مطلوب نماید و طی چند سال اخیر  به یکی از کشورهای صاحب جایگاه در این حوزه تبدیل شده است و یک برند ملی قوی در حوزه سیاست ,اجتماع و نظامی گری از خود به نمایش گذارده است  .

تمرکز بر ساخت فیلم ها و سریال‌های جذاب و مخاطب پسند  با محوریت عشق و روابط عاطفی ,سکس و شهوت و ایجاد یک تاریخ پرکشش وپرجاذبه از مهمترین کارکرد های رسانه ای دستگاههای مدیریت ادراک ترکی است .

دستور کاری که مرکز کنترل و مهندسی افکار عمومی ترکیه برای رسانه های خبری این کشور تعریف نموده است , متمرکز بر روی موضوعات کشورهای آسیای جنوب غربی، آسیای مرکزی و کشورهای اروپایی همسایه مانند یونان، بلغارستان، روسیه و گرجستان است .

از مهمترین راهبرد های  این مرکز القای این نکته است که شهروندان ترک تبار کشور های دیگر, ترکیه  را به عنوان  "پیشرو ترک" پذیرا شوند یعنی اینکه  ترکیه  الگوی برتر سایر جوامع در سیاست فرهنگ و اقتدار قرار گیرد و شهروندان ترک سایر کشور ها به پیشرو ترک وابسته و وفادار باشند و سایر شهروندان نیز بر بزرگی و اقتدارورفاه و ... ترکیه ایمان بیاورند .

اما این همه ی ماجرا نیست :

ترکیه جامعه ای پیچیده، چند لایه و نمونه ای برجسته از یک کشور تکه تکه است . در جامعه ترکیه  تنوع و تعدد شکاف های اجتماعی و به تبع آن تنوع گروهها و احزاب و جریانهای سیاسی را می توان مشاهده کرد. مهمترین شکافی که حیات سیاسی ترکیه را در دهه های اخیر تحت تأثیر خود قرار داده است، شکاف حاشیه - مرکز است.بدین معنا که پویایی سیاسی جامعه ترکیه ریشه در شکاف و تقابل بین حاشیه روستایی، دیندار، سنتی و مرکز مدرن، سکولار وغربگرا دارد اردوغان تلاش می کند با ارائه برنامه های مدون، مانع از سیاسی شدن شکاف های مختلف اقتصادی، قومی و مذهبی در جامعه ترکیه شده و از این طریق زمینه را برای حل بحرانهای مشارکت، هویت و مشروعیت و توزیع فراهم نماید.مهم ترین برنامه اردوغان برای گریز از مشکلات انباشه شده داخلی , به‌خصوص سیاسی شدن شکاف های اجتماعی و مشکلات حاد اقتصادی و اجتماعی , پناه بردن به دیپلماسی تهاجمی است .

سیاست خارجی مداخله‌جویانه و تهاجمی برای دولت ترکیه فرصتی فراهم می کند تا افکار عمومی شهروندان سرگرم نمایش اقتدار و بازیابی افتخارات تاریخی عثمانی ها شده و از مشکلات داخلی منحرف گردد.

جالب اینجاست که بلوک غرب و آمریکایی ها نیز با این سیاست ترک ها مخالفتی ندارند و حتی در حوزه هایی هم تسهیلاتی برای افزایش نقش‌آفرینی ترکیه فراهم می کنند، به نظر می رسد که نگاه بلوک غرب نگاهی تمدنی ورقابت افکن است . غربیها به تجربه به این دریافت رسیده اند که نه حکام تن پرور عرب توانایی رقابت با ایران را دارند و نه گفتمان وهابیت امکان رقابت با اسلام ایرانی را دارد و اگر گفتمان و رقیبی بخواهد با ایران رقابت کند یقینا رقیب استراتژیک قدیمی و گفتمان نو عثمانی گری خواهد بود .نو عثمانی گری با شاخصه هایی همچون  سکولاریسم، تسأهل و تسامح در رفتارهای اجتماعی، اولویت اقتصاد بر مسائل دینی و ...

 میت (سازمان اطلاعات ترکیه) با تجربیاتی که از بحران سوریه  بدست آورده امید وار است تا بتواند بحران قره باغ را به جنگی فراگیرتبدیل نموده و زبانه های آتش این جنگ را به مرزها و داخل سرزمین ایران برساند . تروریست های تکفیری تحت نظارت میت که در قره باغ مستقر شده اند شیوه های جنگی و رعب افکنی داعش را دراین منازعه بکار گرفته اند بگونه ای که از شواهد پیداست که این منازعه قرار نیست به این زودی ها خاتمه پیدا کند و می بایست منطقه قره باغ  محل نفوذ تروریست ها و عوامل فرا منطقه ای شده و فرسایشی شدن جنگ ,  موجبات ناامنی در جناح شمالی ایران را فراهم آورد .

تحلیل محتوی تولیدات رسانه‌های ترکیه  این گزاره را تقویت می کند که راهبرد ترکیه از عدم دخالت جدی در امور داخلی ایران و عمدتا دخالت‌های فرهنگی و ارائه سبک زندگی به القاعات امنیتی و سیاسی رسیده است و با  رصد رسانه ای  و بازخوردهای جنگ ادراکی وابستگان موساد و آمریکایی ها و سازمان منافقین این گزاره را تقویت می کند که اتاقی مشترک برای بحران قره باغ  تشکیل شده  و ظاهرا هدفی جز تقویت و تشدید احساسات قوم‌گرایانه پان ترکی در ایران ندارد و النهایه  تشدید این  تنش‌ها و شکاف‌های قومی، زبانی می تواند به راه اندازی یک اعتراض یا شورش قومی بزرگ در ایران منجر شود .

 

محمد پور خوش سعادت

Foumani.ir@gmail.com

۰ نظر ۳۰ مهر ۹۹ ، ۰۱:۳۱
محمد پور خوش سعادت

دولت راضی! کارفرما راضی! فقط کارگر ناراضی است!

ستون جای امضای کارگران زیر مصوبه افزایش 15 درصدی دستمزد در سال 99 خالی است و نمایندگان کارگران حاضر نشدند که این اجحاف را امضا کنند. دولت راضی! کارفرما راضی! فقط کارگر ناراضی است! جالب است که همیشه وزرای این حوزه از مهمترین عناصر امنیتی، بوده اند ولی ترجیح داده اند تا طرف دولت و کار فرما و سرمایه بایستند.

 ریل گذاری دولت و مجلس در سالهای پس از جنگ با تفکرات لیبرال سرمایه‌داری بوده و به هیچ عنوان مدافع حقوق کارگران نبوده است. در سال‌های اخیر به دلیل نرخ بالای فساد و تورم، رکود اقتصادی، خصوصی سازی و... وضعیت معیشتی کارگران وخیم شده است. رانت و فساد و آقا و آقازاده پروری , اقتصاد و سفره مردم را نحیف و لاغر کرده و طبقه متوسط را کوچک و کوچک تر کرده است !

فرایند های عاصی ساز در ابعاد اجتماعی و سیاسی و فرهنگی نیز چاشنی احتراق شورش فقرا و محرومان بوده است. آمارهای آبان نود و هشت نیز بر این نکته تاکید میکنند که پای کارگران کم درامد و کارگران بیکار شده نیز بعضا به اعتراضات خیابانی باز شده است . بدون تردید , اعتراضات خیابانی و شورش , محتوم ترین بازخورد این نوع از معامله با معیشت کارگران است .

اگر بخواهیم وضعیت کارگران را با کاپیتالیستی ترین نظام های سرمایه داری دنیا مقایسه کنیم و همه حق را هم به سرمایه و اصالت سود بدهیم بازهم به این نکته می رسیم که در کاپیتالیستی ترین کشورهای دنیا اینگونه برای ضعیف ترین قشر اجتماعی تصمیم نمی گیرند .با اندکی مقایسه شاید ابعاد موضوع روشن تر شود :

حداقل دستمزد کارگران در سال جاری را اگر با دلار ۱۶ هزار تومان محاسبه کنیم میشود به عبارتی ۱۱۲ دلار یعنی ساعتی حدود ۶۳ سنت این در حالی است که حداقل دستمزد ساعتی درچین 3.3 دلار در ترکیه ۵.۹ دلار , آلمان ۱۰.۶ دلارو در امریکا 23.38 است. همان گونه که همه می دانیم دستمزد ها در کشور به ریال است و مخارج به دلار.

مثلا برای قیمت بنزین نرخ جهانی را در نظر میگیرند و برای دستمزد کارگران, نرخ تورم منتشر شده بانک مرکزی هم که میبایست طبق قانون برای افزایش میزان دستمزد مورد استفاده قرار بگیرد , اعمال نمیشود. آنچه در نگاه اول به چشم می آید اینست که سرمایه داری لجام گسیخته , کشور را در حال بلعیدن است و طبقات اجتماعی پایین جامعه , در حال از بین رفتن اند و ادراک عمومی بدین سو است که دولت صرفا ناظر و یا حتی شریک جرم است.

اما در آن سوی ماجرا بیمه و مالیات و عوارض سنگین کمر بسیاری از کارفرمایان و کارآفرینان را خرد کرده و به مرز ورشکستگی ویا ورشکسنگی کامل کشانده است. آنچه که کارگران از دولت انتطار دارند اینست که حد اقل دولت از حقوقش به نفع کارگران کوتاه بیاید .با کم کردن سهم دولت و بخشش آن به نفع کارگران می تواند بخشی از مصایب کارگران را کاهش داد .

طبق قانون در هر حقوقی که کارفرما میدهد ۳۰درصد، حق بیمه کسر میشود که ۲۳ درصد آن را کارفرما میدهد و ۷درصد آن را کارگر پرداخت میکند و علاوه بر این بیمه در هر قراداد اجرایی ۱۶.۶۷ درصد از کل مبلغ قرارداد را دریافت میکند . همانطور که میبینید , بیمه و مالیات و عوارض سنگین بر صاحبان کسب و کارها تحمیل میشود ولی عملا خدماتی داده نمیشود .

متولی اصلی امور کارگران در کشور سازمان تامین اجتماعی است و می بایست با دریافتی هایی که از کارگران و کارفرمایان دارد خدمات اجتماعی برای آنان ارائه کند. خدماتی شامل بهداشت، درمان، مسکن و همچنین خدمات بازنشستگی و حتی خدمات گردشگری برای افراد تحت پوشش خود .اما عملا تنها به خدمات بیمه درمانی و مستمری بازنشستگی می پردازد و کارگران عادی از سایر مزایای عضویت در این سازمان عریض و طویل و کارتل های اقتصادی آن بهره ای نمی برند .

اما بهره اصلی را چه کسانی می برند ؟ کافی است اسامی اعضای هیات مدیره ومدیران ارشد سازمان تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی و کارتل اقتصادی شستا و هلدینگ و شرکت های ریز و درشت را طی سالیان اخیر ملاحظه بفرمایید . بسیاری از آقا ها و آقازاده ها و شخصیت های سیاسی و حزبی و ... را میبینید که با پول کارگران به امور آقایی خود مشغول بوده اند و با حق السهم کارگران زندگی کرده اند . البته این نکته را در نظر داشته باشید که تامین اجتماعی معمولا حیاط خلوت دولت ها برای اقربا بوده است و از این بابت فرقی میان دولت ها نیست .

بررسی جامعه شناختی آبان 98 این نکته را مشخص میکند که , میزان احساس و ادراک محرومیت و تبعیض (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) در اقشار فرودست جامعه بسیار بالا است . در جامعه هر چه میزان محرومیت و احساس تبعیض و بی عدالتی در افراد بیشتر می شود میزان پتانسیل اعتراض سیاسی آنان هم افزایش می یابد. همچنین هر چه میزان رضایت از زندگی افراد کاهش می یابد میزان پتانسیل اعتراض سیاسی آنان افزایش می یابد.

افزایش نامعقول نرخ دستمزد کارگران در سال 99 شروع یک بازی خطرناک است .حاکمیتی که دشمنان بیرونی دارد اگر بخواهد ماندگار باشد میبایست با مهم ترین اقشار اجتماعی بازی نکند . به گمانم مسؤولان کشور اینگونه متصورند که شورش آبان98 سوء تفاهمی بوده که رفع شده است!

 

لینک مقاله در بولتن نیوز 

۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۹ ، ۰۰:۰۸
محمد پور خوش سعادت
۰ نظر ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۹
محمد پور خوش سعادت
۰ نظر ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۷
محمد پور خوش سعادت
۰ نظر ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۰
محمد پور خوش سعادت
۰ نظر ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۴
محمد پور خوش سعادت

لینک دانلود از : 


۰ نظر ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۵۹
محمد پور خوش سعادت

جامعه امروزدرگیر نوعی تضاد رفتاری, با ارزش های رسمی کشور شده است . ارزش‌های مادی(یعنی پول، قدرت و لذت )فراگیر شده و رشد فردگرایی بیش از پیش نمود پیدا کرده است . نظام هنجاری( دینی و اجتماعی) ضعیف شده است .جامعه به سمتی پیش می رود که سه نهاد خانواده، دین و سیاست در حال از دست دادن کارکردهای انسجام‌بخش خودهستند . شکاف فرهنگ رسمی و غیررسمی نیز به مشروعیت نهادهای جامعه‌پذیری لطمه زده است . نفرت و کینه، خشونت، مسئولیت‌گریزی، تک‌روی و منفعت‌جویی های خودخواهانه و چاپلوسی و تملق که همگی از نشانه های یک جامعه ازهم گسیخته است روز به روز تشدید می شود . تورم و رکود برای مستضعفان که مخاطب اصلی انقلاب اسلامی هستند , پررنگ تر از دیگران احساس می شود.فساد ستیزی مسولان هم شبیه شوخی است . فساد به حس تبعیض دامن می زند مردم می بینند که ارزش‌های اجتماعی همچون پاک دستی اعتبار خود را از دست داده‌اند. بسیاری از مسولان با تخطی از قواعد اخلاقی یا قانونی به ثروت‌های کلان رسیده اند و بر مردم فخر می فروشند ، در این فضا ارزش‌هایی مثل کارکردن، فداکاری برای وطن و دین در ذهن مردم اعتبار و اهمیت خود را از دست می‌دهند. وقتی اخبار فساد به صورت گسترده منتشر می‌شود و واکنشی هم صورت نمی‌گیرد، به جامعه پیام داده می‌شود که فساد یک روش مناسب برای کسب ثروت و رشد فردی است. این‌جاست که اعتبار ارزش‌های اجتماعی فرو می‌ریزد.

فساد باعث می‌شود افراد به آینده بدبین شوند. در جامعه‌ای که تصور فساد همه‌گیر وجود دارد، امیدی شکل نمی‌گیرد. هر مسیری برای تغییر به علت فساد مسدود می‌شود. فساد باعث می‌شود مجموعه‌ای از احساسات و عواطف نسبت به جامعه شکل بگیرد، از احساس خشم، سرخوردگی و تبعیض گرفته تا کاهش احساس تعلق و وفاداری.
مردم به اهالی سیاست بی اعتماد شده اند و صبرشان از وعده ها تمام شده است .چالش جدی اینست که برخی از مردم احساس می کنند صدا و نماینده ای در ساختار سیاسی کشور ندارند. مردم خود را در جامعه‌ای می‌یابند که در سراشیبی قرار گرفته است. جامعه‌ای که فرصت‌های آن عادلانه توزیع نشده، اعتماد اجتماعی در آن پایین است و آینده‌ای روشن پیش روی خود نمی‌بیند. این عوامل موجب رشد احساس بیگانگی با جامعه، احساس استیصال و بی‌پناهی شده است و النهایه ذهن جمعی جامعه احساس زوال اجتماعی میکند . ادراک مردم از سیاست مداران بگونه ای است که ایده جذابی برای اداره و توسعه کشور وجود ندارد و این ادراک ماحصل اختلافات و نزاع های سیاسی است ، مردم تضاد بین بخش‌های مختلف حکومت، بین نخبگان و حکومت را می بینند. برخی هم اینگونه میگویند که فقط ما میفهمیم و ماست ما و علم ما شیرین است و دیگران و سایر علومی که از سایرمعارف بشری تغذیه میکنند به گمراهی ختم می شوند . خیلی واضح است که دراصلی‌ترین سیاست‌های اداره کشور توافق نظر وجود ندارد. در سیاست خارجی، در سیاست‌های اقتصادی واجتماعی و حتی آموزشی ...و اینها همگی اشکالی از گسیختگی اجتماعی است.همه این مشکلات، بنیان‌های جامعه را سست می‌کنند و کلیت جامعه را هدف گرفته‌اند یعنی اگرهمین مسیر را ادامه بدهیم و کاری نکنیم در مسیر فروپاشی و انفجار اجتماعی قرارداریم .
خیلی ساده است که بگوییم رقیب مقابل من باعث همه مشکلات کشور است و تنها راه ممکن حذف و منکوب نمودن رقیب است حذف رقیب همه مشکلات را حل میکند و ...بیاییم واقع بین باشیم . این ناامیدی گسترده , مستعد آفرینش فاجعه است، آن یوم الفاجعه نیاز به سیاستمداران و تشکل هایی است که بتوانند ناراضیان خیابانی را آرام کنند و آتش را فرونشانند، به نظر می رسد چنین گروه ها و افرادی در سیاست ایران به حد کافی نداریم و این چالش کوچکی نیست. باید کاری کرد و تدبیری اندیشید و مهمتر از آن دست به اقدامی زد.
کشور به همه ظرفیت ها نیاز دارد . کثرت‌ سیاسی را باید به رسمیت شناخت. امروز نیاز کشور به انسجام اجتماعی و دوری از اختلافات است . عقلای جامعه می بایست تندروها را کنترل کنند. بجای کوبیدن بر طبل تفرقه و نزاع های بی حاصل, گفتگو و مدرا را گسترش دهند . برفساد ستیزی متمرکز شوند و قبایل سیاسی را در خصوص منافع ملی توجیه کنند . وقتی روابط حاکم بر جامعه عادلانه باشد، هنجارهای اخلاقی هم رعایت خواهد شد ، مردم به هم و به حاکمیت اعتماد میکنند و احساس میکنند آینده‌شان رو به بهبود است، احساس تعلق‌شان به جامعه افزایش می‌یابد. آنها به چنین جامعه‌ای و نهادها و ارزش هایش دلبستگی خواهند داشت و به آن وفادار خواهند بود.


رخداد گیلان شماره 249 اسفند 96

محمد پور خوش سعادت
www.foumani.ir
https://t.me/foumani_ir

۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۵۴
محمد پور خوش سعادت


وقتی گرد و خاک ابراهیم حاتمی کیا در اختتامیه جشنواره فیلم فجر را دیدم بی اختیار یادشهیدهادی باغبانی و مستند ناتمامش افتادم  حاتمی کیا رجزهای حاج اسماعیل حیدری را به زبانی دیگر گفت .هادی باغبانی کارگردان و مستند ساز بسیجی بود که توسط گروهک لوا داوود( از متحدان داعش) در سوریه به همراه سرداراسماعیل حیدری به شهادت رسید .هادی فرصت نکرد تا فیلمی که خود تمام مراحل تصویر برداریش را انجام داده بود را به اتمام رساند.شاید اگر تمام هم میشد هرگز نمی توانست جایی منتشرکند و می بایست در آرشیو های محرمانه خاک بخورد .

هادی در معرکه مصاف با تروریست ها به شهادت رسید , بعد شهادتش دوربین به دست تروریست ها افتاد و فیلمی که هادی برایش زحمت زیادی کشیده بود به رسانه همکار تروریست ها یعنی بی بی سی فارسی منتقل شد و شبکه ملکه نیز برای اینکه نشان دهد چقدر ایرانی ها در سوریه دخالت دارند با آسمان و ریسمان بافتن سعی کرد تا از این فیلم برای اهداف خود بهره برداری کند.

معتقدم فیلم بی بی سی فارسی(جنگ پنهان ایران در سوریه) روایت خاموش مجاهدت های فرزندان ایرانی در سوریه است که بعد چند سال دوباره دیدنش خالی از لطف نیست . فیلمی که اگر این دو زنده می ماندند شاید هرگز پخش نمی شد و بر گمنامی مجاهدان خاموش ایرانی می افزود ولی خواست خدا بود تا هادی روایت گر مجاهدت های خاموش باشد و فیلمش از معاند ترین شبکه ضد نطام اسلامی پخش شود و برعزت مجاهدان و پاسداران بیفزاید . نمی دانم  لحظه ای که دوربین هادی از دستش افتاد به چه فکر می کرد اما می دانم این مسیربی هادی نمی ماند .

دانلود مستند جنگ پنهان ایران در سوریه  بی بی سی فارسی از یو تیوب :

https://www.youtube.com/watch?v=YjqLTQ_jU40


ঊঈ محمد پور خوش سعادت ঊঈ
ঊঈ www.foumani.ir ঊঈ

https://t.me/foumani_ir


۰ نظر ۲۳ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۳۹
محمد پور خوش سعادت

آنانی که با تحولات سیاسی اجتماعی ایران معاصر آشنا هستند و جامعه و فضای سیاسی فعلی را رصد می کنند نیک می‌دانند که  جامعه در موقعیت عدم تعادل قراردارد. جامعه ای که فساد، تبعیض، شکاف طبقاتی ,حقوق های نجومی، اختلاس های کلان، ژن های خوب، پارتی بازی، رانت خواری، ماستمالی مفاسد اقتصادی و نبود عزم برای اصلاح رویه‌ها وعدم درک موقعیت اجتماعی توسط مصلحان اجتماعی و ارباب قدرت, بلای جانش شده و انباشت و تراکمِ نارضایتی طبقات مختلف مردم , کارد را به استخوان رسانده است .موارد پیش گفته , گسل‌های اجتماعی  را فعال کرده و دشمنانِ خنّاس  نیزبا تمام توان ,تلاششان را میکنند تا فتنه فراگیر, ایجاد کنند و بهره خود ببرند.

زیست جمعی ایرانیان به واسطه عدم تدبیر به خطر افتاده و امید مردم به واسطه بی کفایتی دیروز و امروز, نا امید شده است . مردم ریشه مشکلات را دررفتارهای حکمرانی می بینند. حکمرانی همه جناح ها و جریانات سیاسی و حاکمیتی, و همه در بروز این نابسامانی ها سهمی دارند . این زخم ها التیام نمی یابند مگر توسط همین جریانات و گروهها . حکمرانیِ ایرانی، محتاج اصلاح جدیست.

برای ثبات اجتماعی می بایست همه دغدغه مندان در ترمیم این زخم ها , همراه هم باشند. سرمایه های انسانی کشور محدود است و هیچ یک از جریانات سیاسی و اجتماعی نمی تواند مدعی بی نیازی از دیگری برای اداره جامعه باشد .

پ ن : تعدادی از جوانان اصولگرا و اصلاح طلب و معتدل گیلانی برای ایران عزیز دور هم جمع شدیم تا بگوییم فضایی که گذشتگان با دشمن انگاری رقبا, ایجاد کردند را بر نمی تابیم . تا بگوییم میشود رقابت در کنار رفاقت با حفظ هویت سیاسی, باشد

و بگوییم برای ساختن ایران و عزتش , ما هستیم .



ঊঈ محمد پور خوش سعادت ঊঈ
ঊঈ www.foumani.ir ঊঈ

کانال foumani.ir

۰ نظر ۰۶ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۳۳
محمد پور خوش سعادت


چاپلوسی به معنای مدح وثناگویی ,خوشامدگوئی همراه با چرب زبانی و فریب کاری جهت جلب توجه یا اظهار دوستی ظاهری و زبانی است .چاپلوس با ظاهری متوسل به فروتنی میکوشد تا مخاطب خویش را جذب نموده و آنچه در ضمیر خویش ندارد ، تظاهر نموده و فریب دهد.

چاپلوسی با واژه های پاچه خواری , ژاژخایی , تزویر, زبان بازی, چرب زبانی, مداهنه، کرنش، مجیزگویی، مترادف بوده و در کنار، خبرچینی، جاسوسی، دورویی، نوکر صفتی و خیانت قرار می گیرد .

 پدیده ی چاپلوسی مسئله ای است که ریشه در تاریخ سیاسی اجتماعی کشورمان دارد و ساختارمند و همه گیر شدن آن, ماحصل دوران ارباب رعیتی است .

 برخی از رفتارشناسان معتقدند که چاپلوسی به حدی فراگیر شده است که میزان برخورد مردم با رفتار چاپلوسانه بیشتر از میزان برخوردشان با رفتاری شفاف و عاری از چاپلوسی , می باشد .

از منظر جامعه شناسی و رفتار شناسی , جامعه ایران به لحاظ تاریخی و فرهنگ عشیره ای واستبداد زدگی, مستعد چاپلوس پروری است. چاپلوسی یک رفتار اکتسابی است که فرد از جامعه و خانواده می آموزد و فرایند جامعه پذیری در این زمینه تاثیر گذارند .

 فرهنگ عشیره ای مانند باندبازی،بی قانونی و عدم شایسته سالاری , این معضل را دو چندان می کند . در یک جامعه با فرهنگ عشیره ای وفقدان آزادی های سیاسی , فردیت رشد نمی کند و افراد هویت خود را هضم شدن در جمع یا اشخاص بزرگ و با نفوذ می جویند.

در این جامعه راه های دست یابی به امکانات و منزلت اجتماعی بسته است و قدرت در دست گروهی خاص و یا عشیره ای خاص متمرکز است .تصاحب جایگاه ها و منصب های اجتماعی تناسبی با شایستگی و صالحتر بودن افراد ندارد. تملق، راهی کوتاه و بی هزینه برای کسب منزلت دروغین در اجتماع است , نه شایستگی می خواهد و نه زحمت و کوشش. طبیعتا رفتاری که پاداش داده میشود، تکرار هم می شود.

ساختار بیمار وقتی در اختیارمدیران بیمار قرار میگیرد مشکل بصورت تصاعدی فزونی می یابد .چاپلوسان بزمی تدارک میکنند که هرکه دراین بزم متملق تر باشد، مقربتر خواهد بود, کافی است که زبان تملق گویی داشته باشی تا ره صدساله را یک شبه طی کنی .

 در حقیقت ستایش خواهان ، چاپلوسان را دوست داشته ، آنان را اطراف خود جمع می کنند ، چرا که ایشان از شنیدن تعریف و تمجید لذت می برند و از انتقاد نگران میشوند .

در این فضا تعادل جامعه بهم می خورد و به سمت, حالتی ریاکارانه , غیر واقعی,دروغین و مسموم خواهد رفت .

 نیاز به توضیح ندارد که یکی از علل عقب ماندگی جامعه ایران نسبت به برخی جوامع در حال گذار ، وجود مدیران نا اهل , ستایش پذیر و تملق طلب و فاقد تعهد اخلاقی است .

نگارنده به کرات در حین انجام اموراداری به موضوع خودشیرینی کارمندان نسبت به مدیران برخورد نموده است و به دفعات مشاهده نموده است که عنصر چاپلوسی و خودشیرینی باعت مثبت شدن ارزیابی عملکرد یک چاپلوس و خود شیرین نسبت به دیگران شده است .بارها با این مساله مواجه شده ام که , اشخاصی فاقد تخصص و اطلاعات کافی ولی چاپلوسی و تملق گو در سازمان و تشکیلات اداری به دنبال حفظ یا ارتقای خود از طریق تملق وچاپلوسی هستند. آن قدر تملق می گویند تا شاید منفعت بیشتری کسب کنند .

آنچه به رواج این عادت رفتاری دامن می زند علاوه بر موارد پیش گفته , شرایط جامعه خصوصاً سیستم اداری و تشکیلاتی کشور است . هیچ کس فی نفسه چاپلوس نیست بلکه این شکل روابط و مناسبات است که جامعه ای را چاپلوس تر و جامعه ای دیگر را صادق تر می سازد. کمبود واقع بینی و شایسته سالاری , حاکمیت رابطه به جای ضابطه و قانون ، برخی افراد را بسوی چاپلوسی و ستایش گرائی و یا ایجاد رابطه عاطفی مرید و مرادی با افراد قدرتمند و بانفوذ هدایت می کند.

 چاپلوسی به جامعه ضربه زده و آن را در خطر زوال اخلاقی قرار می دهد . خلاقیت را می خشکاند . افراد نان به نرخ روز خور را افزایش می دهد .عزت نفس را در بخشهایی از جامعه کاهش داده و افراد خودساخته و داری حمیت و غیرت را بی انگیزه میکند . صوری‌گرایی، ظاهرسازی و دورویی را رواج می دهد و همه اینها باعث کاهش شادی جامعه خواهد شد .

با اینحال روز به روز شاهد رشد روز افزون این پدیده فرهنگی و اجتماعی در کشور هستیم . به هر شکلی به این معضل می نگرم اینگونه به نطر می رسد که توقف و کاهش این معضل صرفا با فرایندی از بالا به پایین و توسط گروههای مرجع مقدور است .جامعه ایرانی برای تحول و پیشرفت نیازمند تحکیم اخلاق است. یکی از راههای تحکیم اخلاق در جامعه ایرانی فروکش کردن عطش چاپلوسی است .


ঊঈ www.foumani.ir ঊঈ

ঊঈ @foumani_ir ঊঈ

۰ نظر ۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۳:۲۵
محمد پور خوش سعادت

پیر شدن مدیران نسل اول انقلاب , کشور را در شرایطی قرار داده است که نیازمند پوست اندازی در حوزه مدیریت میانی و کلان کشوراست. این پوست اندازی با حاشیه های فراوانی روبه رو شده است .برخی از مدیران مادام‌العمر کنونی ,  همچنان بر مناصب چسبیده و جوانگرایی مدیریت کشور را مدیر شدن فرزندان و وابستگان خود تعریف کرده اند .  "ژن خوب" مفهوم تازه ای است که جامعه و افکار عمومی به مدد فضای مجازی در کنار مفهوم آقازادگی و رانت خواری در این باره خلق کرده است. واز مهمترین سر فصل های جدید در جامعه شناسی سیاسی ایران است. ژن خوب اشاره ای به این موضوع دارد که مقامات سیاسی و حکومتی از قدرت برای انتفاع شخصی و خصوصاً به دست آوردن پست و مقام برای فرزندان و نزدیکانشان  سو استفاده می کنند .

انتشار مصاحبه ای از فرزند محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید مجلس منجر به ورود کلمه و عبارتی جدید به ادبیات سیاسی  در خصوص پارتی بازی شد و توجه رسانه ها به مشاغل آقازاده ها را برانگیخت . وی در این مصاحبه  می گوید که پله های ترقی را نه به خاطر رانت و امتیاز‌های ویژه بلکه به دلیل “ژن برتر”اش کسب کرده است.

 نگارنده با مطالعه نظرات کاربران مختلف در شبکه های اجتماعی و پرسش در کلاس های دروس مختلف  از تعداد کثیری از دانشجویان , بدین نتیجه رسیده است که , ادراک مردم با آنچه پسر آقای عارف متصوراست, کاملا متفاوت است و اصولا مردم از طیف های مختلف فکری , نمی توانند ادعا های پسر آقای عارف را بپذیرند .

 افکار عمومی و مردم بدین نتیجه رسیده و یا حد اقل این تصور را دارند که , امتیازات درون جامعه براساس قانون و عرف  تقسیم‌بندی نمی‌شود و نظام شایسته‌سالاری در جامعه طبق روابط و وابستگی به افراد صورت می‌گیرد، یعنی فرد یا افرادی که روابط سببی و نسبی با برخی از مسولان دارند ، در مناصب بالا می‌نشینند و اشخاص تحصیل‌کرده و حتی نخبه از هیچ امتیازی برخوردار نیستند. به عبارتی, رفاه، شغل، امتیازات اجتماعی , براساس روابط و وابستگی تقسیم می شود, نه شایسته سالاری و لیاقت. البته مردم  چاپلوسی و ریاکاری وبرخی از گزاره های ایدیولوژیک را نیز جزو شاخصه های این مسیر متصورند .

اختصاص امتیازات ویژه برای نزدیکان مسولان(ژن های خوب) و توزیع نامناسب فرصت‌ها, در جامعه‌ای که فقر و شکاف طبقاتی برای مردم ملموس است و اخبار ارقام نجومی اختلاس، حقوق های نجومی دولتمردان و واگذاری املاک نجومی و رانتخواری و فساد آقازادگان و پدرانشان ، اعضای جامعه را دچار حس سرخوردگی , حسرت و خسران و محرومیت نسبی, می کند. اینها در حالی است که , مردم برای کسب نظم موجود, هزینه های گزاف اجتماعی و سیاسی و حیثیتی و جانی هم پرداخت نموده باشند .

نگارنده تا کنون به خبری بر نخورده است که دادستان شهر و استان و یا دادستان کل کشور به موضوع ژن های خوب که برای افکار عمومی حایز اهمیت است و بصورت کاملا روشن و آشکار در نقض عدالت و سواستفاده از جایگاه قدرت و اصولا عملی مجرمانه است ورود کرده باشد و برای جامعه نیز این فرایند دخالت دربرهم زدن رفتارهای مجرمانه را تشریح نموده باشد . من تا کنون به این گزاره بر نخورده ام که دستگاه قضایی هیچ مقام عالی رتبه اعم از مذهبی و سیاسی  را در این خصوص بازخواست وتوبیخ نموده و به جامعه معرفی کرده باشد .

آنچه از موضوع ژن های خوب ورفتارهای متبخترانه آقازاده‌ها به جامعه ساطع و صادر می شود بحران بی اعتمادی سیاسی اقشار مختلف جامعه به حاکمیت و کاهش سرمایه های اجتماعی است . انباشت سرخوردگی و کینه و خشم توده های مردم که عمیقا و از ته جان احساس می کنند که خودشان و یا فرزندانشان در این کشور، بعد از ژنهای خوب، جنس درجه دوم و سوم هستند, در رفتارها و اعتراضات اجتماعی و سیاسی مردم مشهود است . بی توجهی به این پدیده مهم می‌تواند تبعات ناگواری برای کشور به دنبال داشته باشد و حاکمیت اگر برای ژن های خوب , فکری نکند یقینا دچار خسران خواهد شد .

محمد پور خوش سعادت

 @foumani_ir

۰ نظر ۲۱ آبان ۹۶ ، ۲۱:۱۳
محمد پور خوش سعادت


طی روزهای اخیر شخصیت های مختلف سیاسی کشور نسبت به موضوع لغو عضویت آقای سپنتا نیک نام اظهار نطر های متفاوتی داشته اند . این که تصمیم شورای نگهبان درست بوده یا خیر، از منطر فقهی و حقوقی در تخصص نگارنده نیست , اما چند نکته از منظر جامعه شناسی سیاسی جهت بررسی و نقد و نطر متذکر می شوم .
1-نحوه بیان و استدلال برخی فقهای محترم شورای نگهبان برای افکار عمومی قابلیت هضم نداشت ( اتهام مخالفان این تصمیم به مقابله با اصل نظام ) ، این موضوع نشان داد که انباشت اعتراض در حوزه های مختلف , افکار عمومی جامعه را به سمتی برده است تا هر مشکلی که در درون نظام قابلیت حل دارد را به چالشی در افکار عمومی تبدیل کند و موجب صرف انرژی‌ و توان کشور در مسائل فرعی شود و دشمنان را مسرور گرداند .
2- مهمترین مساله ای که به واسطه لغو عضویت آقای سپنتا نیک نام به وجود می آید کاهش و تضعیف سرمایه اجتماعی است؛ یعنی اعتماد میان بخش های زیادی از جامعه از بین می رود. سرمایه اجتماعی مثل چسب اجتماعی است. سرمایه اجتماعی در ارزش‌ها، نگرش‌ها و پیوندهای مربوط به بحث اعتماد اجتماعی ایجاد می‌شود. با این نگاه، سرمایه اجتماعی می‌تواند جامعه را منسجم کند و موجب طراوت آن شود. پس نقطه مرکزی سرمایه اجتماعی ارتباطات و انباشتگی اعتماد است. هرچه مسولان یک جامعه ارتباط خود را با مردم و گروههای اجتماعی بیشتر کنند، سرمایه اجتماعی در آن جامعه بیشتر می‌شود. اگر مردم و مسئولان به هم اعتماد نکنند و فضای اعتماد را بشکنند، جامعه دچار نوعی خلأ می‌شود یعنی همین اتفاقی که الان افتاده و هر مساله کوچکی موجبات ایجاد اعتراض می گردد .
3- سرمایه اجتماعی در کشور ما در قالب انتخابات بر روابط معقول و منسجم می‌افزاید. انتخابات سرمایه نمادینی است که همواره در حرکت و پویایی است و می‌تواند برای کشور فضاهای مناسب را ایجاد کند. علیرغم مشکلات و فشارها، تنها نهادی که در جامعه به‌ طور خاص و مداوم تولید اعتماد می‌کند، انتخابات است. انتخابات ارتباطات اجتماعی را تسهیل می‌کند و در عین حال، همبستگی اجتماعی را بالا می‌برد. مردم کنار هم در فضایی قرار می‌گیرند که می‌توان رشدِ پویا و هم‌افزایی پویا را در آن دید. مردم مسلمان و زرتشتی یزد بر اساس نظامات قانونی و اعلامی قبلی به آقای سپنتا رای داده‌اند موضوع لغو عضویت ایشان اولین حسی که از خود صادر و ساطع می کند حس محرومیت نسبی از حقوق شهروندی و حق تعیین سرنوشت است .
4- مشروعیت بخشی حکومت ها در کاهش یا افزایش ضریب امنیت ملی مؤثر است، مشارکت نهادینه شده در روند توسعه، دموکراسی و اعتماد مردم به حکومت باعث افزایش مشارکت و قوام حکومت، ایجاد توسعه و افزایش ضریب امنیت ملی می شود. نقش آفرینی مردم صرفاً در مشروعیت بخشی خلاصه نمی گردد، بلکه مردم در عینیت بخشی و کارآمدی حکومت نقش اساسی دارند.
5- اگر قرار باشد هرگونه مخالفتی با هر تصمیمی، با اتهاماتی همچون ضدیت با نظام قلمداد شود و هر مسئولی تصمیمات خود را به اصل نظام پیوند دهد و افکار عمومی را از حکومت دور کند و عاملی جهت مشروعیت زدایی نزد مردم فراهم نماید عملا در راستای کاهش ضریب امنیت ملی قدم برداشته است . درواقع مساله اصلی نظام، عضویت یا عدم عضویت زرتشتیان در شورای شهر نیست که هر گونه موضع‌گیری درباره آن، تقابل یا همراهی با اصل نظام تلقی شود. این در حالی است که مقام معظم رهبری در نامه‌ای در پاسخ به آقای مولوی عبدالحمید به این موضوع اشاره داشته اند که: «همه ارکان جمهوری اسلامی موظفند براساس معارف دینی و قانون اساسی هیچ‌گونه تبعیض و نابرابری بین ایرانیان از هر قوم و نژاد و مذهبی روا ندارند.
@foumani_ir

۰ نظر ۰۷ آبان ۹۶ ، ۲۰:۳۴
محمد پور خوش سعادت

قانون کاتسا قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم است که بر اساس آن ایران، کره شمالی و روسیه هدف قرار گرفته شده است. قانون کاتسا چهارم مرداد 96 در مجلس نمایندگان آمریکا تصویب شد و 11 مرداد ماه توسط ترامپ امضا شد . بر اساس این قانون دولت آمریکا موظف است ظرف 90 روز این تحریم‌ها را علیه ایران اعمال کند. این قانون راهبرد منطقه ای مقابله با تهدیدهای متعارف و غیرمتوازن ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا، اعمال تحریم های بیشتر در پاسخ به برنامه موشک های بالستیک ایران، اعمال تحریم های مرتبط با تروریسم در رابطه با سپاه پاسداران، اعمال تحریم های بیشتر در رابطه با اشخاص مسئول در نقض حقوق بشر، اعمال تحریم های تسلیحاتی، تداوم تاثیر تحریم های مرتبط با حمایت ایران از تروریسم، گزارش درباره هماهنگی تحریم ها میان ایالات متحده و اتحادیه اروپا و گزارش درباره شهروندان آمریکایی بازداشت شده در ایران را شامل می شود.اعمال قانون کاتسا عملا با از بین رفتن برجام همطراز است .رییس جمهور محترم و وزیر امورخارجه تلویحا از برجام بدون آمریکا سخن می گویند . متصورم در بعد مالی امکان ادامه برجام با تکیه بر اروپایی ها ممکن نیست .آمریکا برای اعمال تحریم های مالی علیه ایران روی دلار و هر ارز دیگر از جمله یورو نیازی به هماهنگی با دولت های اروپایی ندارد .هر نهادی که به یک عضو لیست تحریمی آمریکا در فقره SDN لیست خدمت مالی برساند از چرخه دلار قطع می شود. و اگر بخواهد وصل شود ناچار از پذیرش جریمه سنگین است. هیچ بانک معتبر یا نیمه معتبری بین دسترسی به بیش از 80 درصد از تراکنش های سوئیفت و تجارت حداکثر 60 میلیارد دلاری با ایران دومی را انتخاب نمی کند. اروپایی ها از همکنون خودشان را برای دوشیدن سرمایه های ایران آماده می کنند ادامه حیات برجام با تکیه بر اروپا، یعنی اینکه اروپایی ها امتیازاتی که از قبل برجام نمی توانستند بدهند را با هزینه گزاف به ما خواهند فروخت .

@foumani_ir

۰ نظر ۰۴ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۵
محمد پور خوش سعادت

حاج حمید کامرانزاده مبارز پیش از انقلاب و از مدیران انقلابی گیلان که در سالهای پس از انقلاب عهده دار مسولیت های مختلف  از جمله مدیریت کمیته امداد  و هلال احمر و ... در استان گیلان بوده اند در کتاب سه شیفته پای کار که بخشی از خاطرات ایشان در حوزه دفاع مقدس و حواشی ان است که توسط بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس گرد آوری شده است , خاطره جالبی از شهید حجت نطری فرمانده گردان حضرت ابوالفضل لشکر قدس گیلان , ذکر می کند : 

پیشنهاد شد بچه های جنگ، مسئولان و فرماندهان را در قالب معاون و خدمه کاروان به حج بفرستیم. این کار می توانست رفع خستگی و تقویت روحیه آنان را فراهم کند. بحث هم حج واجب بود. خودمان با فرماندهان ارشد لشکر تماس می گرفتیم که  فلانی حالا که شما گیلان هستی و برای مرخصی آمده ای وسایلت را آماده کن تا شما را برای حج بفرستیم. یک روز برادر حجت نظری فرمانده گردان ابوالفضل (ع) فومن برای سرکشی به خانواده اش آمده بود. من به جهت شناخت دیرینه ای که از وی داشتم، میخواستم که همراهی ایشان با یک کاروان حج به مدت یک ماه را پیشنهاد نمایم. با خودم گفتم یک ماهی به عنوان خدمه برود حج، هم زیارتی باشد و هم خدمتگزاری به حجاج؛ با منزل ایشان تماس گرفتم که  فلانی شما فردا بیا هلال احمر کارت دارم. گفتم همراه خودت شناسنامه و دو سه قطعه عکس هم بیاور. گفت عکس و شناسنامه برای چه منظوری می خواهید ؟گفتم برای اعزام به حج

خندید و گفت: حاج آقا چطوری به فکر ما افتادی؟ گفتم: این برای همه فرماندهان جبهه است تجدید قوا می شوید و می توانید برای ادامه کار مفید تر باشید  ...حجت نظری لبخندی زد وگفت تشکر از  اینکه به فکر ما هستی  واقعا جای تقدیر دارد ولی اجازه بدهید از راه کربلا برویم مکه. این جمله آقای نظری برایم عجیب بود. اصرار کردم مدارکش را بدهد نگاهی به ساکش انداخت و گفت: نیامدم که مدارک را به شما بدهم، آمدم حضوری با شما خداحافظی کنم. اصرار کردم که این حرف را نزند، من با بچه های سپاه بابت اعزام به حج صحبت می کنم، گفتم:  شاید الان نیاز باشد شما بروی جبهه پس شما مدارک را بده من کارهایت را انجام بدهم روز اعزام را اعلام می کنم، شما یک روز جلوتر بیا و اعزام شو  با جدیت گفت: حاج آقا من دلم نمی آید که یک ماه جبهه را ترک کنم، زیارت کعبه مغتنم است. ولی اجازه بدهید جنگ تمام بشود ما کار جبهه ها را به جایی برسانیم، انشاء الله از راه کربلا به مکه می رویم .   

۰ نظر ۰۳ آبان ۹۶ ، ۲۳:۵۶
محمد پور خوش سعادت

چکیده:

مقالة حاضر بر آن است , استفاده گسترده رسانه های آمریکایی از, مقولة ایران هراسی و مهندسی افکار عمومی علیه ایران , برای  مهندسی روابط فی مابین ایران و امریکا  را بررسی نماید . لابی آیپک با توجه به سیطره بر  نظام آمریکا و رسانه های آمریکایی ,  ایران هرسی , روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا ومهندسی افکار عمومی رابه یک مدار مدور تبدیل نموده است .مداری که دیپلماسی عمومی , رسانه ای و رسمی ایالات متحده صرفا از این مدار تغذیه نموده و با این مدار هدایت می شود.

کلیدواژگان:

روابط ایران و آمریکا , رسانه ,دیپلماسی رسانه ای , ایران هراسی,مهندسی افکار عمومی,آیپک


دانلود - چاپ شده در شماره 43 فصل نامه عملیات روانی  

۰ نظر ۰۷ تیر ۹۵ ، ۰۱:۲۰
محمد پور خوش سعادت

مقدمه :

 

بلوک غرب با توجه به شناختی که از پتانسیل های عقیدتی  و سیاسی و نظامی  جمهوری اسلامی بدست آورده است ،  با واقع نگری ,  اقدام به  طرح ریزی های بلند مدت نموده , تا استحاله و براندازی جمهوری اسلامی  طی دراز مدت محقق شود و در این راستا در سدد تربیت نیرو و یار گیری در داخل ایران برای اهداف بلند مدت خود از طریق شبکه های روشنفکری ، اپوزیسیون ، فعالان مدنی ، فعالان کارگری و دانشجویی نموده است. 

از انجایی که امکان دارد  فعالان هریک از  گروههای پیش گفته به نحوی دارای پتانسیل های آرمانی و یا میهن پرستانه باشند و در شرایط مبارزه علیه جمهوری اسلامی امکان گزینش نمودن فعالان سیاسی و مخالفان ایران وجود ندارد لذا بلوک غرب برای تربیت نیروی مطیع و هماهنگ با" جهان‌بینی مسیحی" سرمایه گذاری های گسترده ای انجام داده است تا پس از نابودی نظام اسلامی نیز دچار مشکل کمبود نیروی مطیع بلوک غرب ، نگردد. (پور خوش سعادت: 1387)

 

دیپلماسی عمومی به جهت تحول در ساختار قدرت جهان و جابجایی منابع قدرت از سخت به نرم از یک سو، و افزایش نقش افکار عمومی در مناسبات بین المللی، تأثیرگذاری فرهنگ بر روابط بین الملل و تأثیرگذاری مردم در تعیین سیاست های داخلی و خارجی از سوی دیگر , جایگاه بسیار ممتازی را در راهبردهای سیاسی- امنیتی کشورها پیدا کرده است. در این تاکتیک که از روش اقناع و نه تهدید بهره گرفته می شود، عموم مردم و نخبگان جامعه هدف مخاطب قرار می گیرند. بخشی از دیپلماسی عمومی در جنگ نرم از طریق ارتباطات آموزشی- فرهنگی و با هدف یارگیری، نخبه پروری و در نهایت ایجاد و استقرار شبکه ای کاملاً وابسته در کشور هدف پیگیری می شود. ادوارد برمن در کتاب کنترل فرهنگ، این مسئله را تبیین کرده است که برخی مؤسسات به اصطلاح بین المللی، در قالب تأسیس دانشگاه و مرکز علمی در کشورهای جهان سوم و با عناوین مردم پسندی همچون کمک به رشد و توسعه کشورهای جهان سوم و تربیت معلم و مربی و پرورش استاد و کمک به رشد علمی و آموزشی مردم، در حقیقت بدنبال نفوذ در فرهنگ و ارزش های آنها هستند و می کوشند تا نخبگان علمی آنها را در جهت منافع غرب هدایت کنند (شریفی، ۱۳۸۹ : ۱۱۷). 

نگارنده در این نوشتار به مقوله  تبادلات آکادامیک به عنون از یکی از بخش های دیپلماسی عمومی وموثر ترین و مهمترین  راه نفود پرداخته و در پایان نیز  ، به معرفی و جایگاه موسسسه تبادلات آکادامیک آلمان و مهمترین تهدیدهای فراروی انقلاب اسلامی در حوزه علمی و  فرهنگی پرداخته است


ادامه مقاله 


چاپ شده در : فصلنامه مطالعات عملیات روانی شماره 42 




۱ نظر ۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۴۲
محمد پور خوش سعادت